مقالات

توطئه هاي دو زمانه به روايت ال ياسين

1043905_10151653507294659_318725913_n

همان سال اولی كه آموزش های عمومی استاد در تهران شروع شد یعنی حدوداً سال 1375، مدت كوتاهی بعد از آغاز دوره ها، چند نفری كه انگشت شمار هم بودند در جلسات حاضر می شدند كه برای ما خیلی مشكوك به نظر می رسیدند. نوع سؤالاتی كه آنها از استاد می پرسیدند، شك برانگیز بود. انگار می خواستند ایشان را وادار كنند كه حساسیتهای دینی و اجتماعی را نادیده بگیرند و مثلاً بعضی از مسلمات دینی را انكار كنند.

سؤالات نسبتاً ماهرانه و در شرایط حساسیت برانگیز و به صورتی تنش زا پرسیده می شد و زمینه ای از فشار را برای پاسخ دهنده به همراه داشت. درخواستهایی كه گاه و بیگاه این چند نفر مطرح می كردند، مشكوك بود. مثلاً درخواست می كردند با حكومت برخورد كنیم. اما این درخواست ارتباطی با تعلیمات استاد نداشت. تعلیمات در بارۀ عشق الهی، ایمان به خدا، حضور خدا، تسلیم الهی، نور خدا و نجات و هدایت بود اما مثلاً بعد از پایان جلسه، یكدفعه یكی از آنها می گفت كه ما برای رودررویی با حكومت آمادگی كامل داریم و ما این را به نمایندگی از دوستانمان می گوییم. اما آنها جمع خاصی نبودند. كمتر از بیست نفر بودند كه حضور خود را در جلسات مختلف تقسیم كرده بودند.
یكی از آنها یك بار جدولی رمزی را بعنوان وسیله ای برای تماس مخفیانه افراد با همدیگر پیشنهاد داد. طراحی این وسیلۀ پیچیده كار یك متخصص در امور امنیتی می توانست باشد. یكی از اینها یك بار در بارۀ این سوال كرد كه آیا مسیح (ع) پشت سر امام زمان (ع) نماز می خواند؟ آنهم در فضایی تحریك آمیز و در حضور چند نفر مسیحی و برای محكومیت آنها.
ما مدتی این افراد را بطور نامحسوس زیر نظر داشتیم و متوجه شدیم كه برنامۀ منظم و ویژگی های رفتاری مشخصی دارند. آنها یك برنامۀ تخریب غیرآشكار را داشتند. ما بعد از مطالعۀ دقیق و كامل و چند ماهۀ این افراد و با توجه به شواهدی كه جمع كردیم مطمئن شدیم كه آنها برنامه های زیركانه و موذیانه ای را برای تخریب عملی و اجرایی استاد و جمعیت، دنبال می كنند. موضوع را همراه با شواهد آن به ایلیا اطلاع دادیم. ایشان گفتند فرصت خوبی است، بگذارید كارشان را بكنند و شما هم كارتان را بكنید.
ما كار خود را در این می دانستیم كه بر برنامه های آنها اشراف داشته باشیم و شواهد را جمع آوری كنیم. حتی فیلم های این افراد را از بقیه جدا كردیم. نامه هایشان را از آرشیو نامه ها خارج كردیم…
اینها در نامه های خود، استاد را با عبارات مشابهی خطاب قرار می دادند كه در بین ال یاسین معمول نبود. خطابهای آنها به شخص استاد، كلمات حساسیت برانگیز دینی و اسلامی بود. مثلاً می نوشتند حضرت ولی الله الاعظم، بقیه الله، آیت الله العظمی، مجاهد بزرگ، قطب الاقطاب، فرزند رسول الله (ص)، ولی امر… در حالی كه استاد علناً گفته بود كه او به معنای مصطلح مذهبی نیست، پیشوای مذهبی نیست، به مسائل شرعی و مذهبی وارد نمی شود، قطب هیچ فرقه ای نیست و هكذا، و این نوع تأكیدات را ایشان بارها از طریق بیانیه ها و در جلسات مختلف و بویژه از طریق جلسات عمومی اعلام می كردند.
گزارش های مستند مردمی هر روز ارسال می شد كه در آنها اخباری مبنی بر مشاهدات افراد از پدیده های فوق العاده و عجیب بود. همچنین گزارش هایی در بارۀ رؤیاهایی كه مردم از اقشار مختلف، در ارتباط با استاد دیده بودند. ما گزارش های ارسالی این افراد را هم جدا كردیم و وقتی با مرجع مربوطه كه مراحل متعدد، پیچیده و نسبتاً دشواری را برای تأیید یا عدم تأیید این گزارشات طی می كرد، هماهنگ كردیم، دیدیم كه گزارش های ارسالی این افراد، كاملاً ساختگی و غیرواقعی است. مثلاً آنها نوشته بودند كه ما هفتۀ قبل با استاد در یكی از كوههای شمال بودیم و از ایشان كارهای خارق العاده ای دیدیم و شرح آن كارها را نوشته بودند. اما ما خبر داشتیم كه اینها هرگز هیچ ارتباط نزدیكی با ایشان نداشتند و استاد با آنها همراه نمی شدند. خوابهایی كه نوشته بودند دربارۀ استاد دیده اند از نظر واحد بررسی رؤیاها، غیرواقعی و ساختگی بود چون با مؤلفه های آنها كه گمان می كنم چهل و هشت مؤلفۀ ارزیابی بود، نمی خواند. احتمال دادیم كه نقشۀ آنها در این زاویه آن باشد كه اینها می خواهند بروند و برعلیه استاد شهادت دهند یا به تخریب ایشان بپردازند و مثلاً با این نامه نگاری ها بگویند كه خود ما هم گزارش نوشته ایم و اینها دروغ یا تحت شرایط خاصی بوده است. به همین دلیل از آن زمان، ضد این توطئه را تدبیر كردیم و آماده نگه داشتیم تا در زمان لازم استفاده شود. گزارش های این چند نفر شاید (به نقل از مسئول امور مستندسازی) حدود یك دویست و شصتم گزارش های ارسالی بود.
برای ما محرز شده بود كه ا ز هر 260 گزارش مربوط به اخبار مكتوم و رؤیاها، حداقل یك مورد آن غیرواقعی است. اما دوستان ما در بخش مستندسازی و ثبت وقایع و رؤیاها ارقام دیگری داشتند. آنها اعتقاد داشتند در هر سی گزارش اخبار مكتوم، یك گزارش اشتباه یا ساختگی وجود دارد. آنها راه حل نسبتاً سخت و بسیار مفصلی را برای تأیید یا عدم تأیید یك گزارش طی می كردند و گاهی برای تأیید یك گزارش، یكی دو سال وقت لازم می شد.
در همان زمان یكی از دوستان به ما هشدار داد كه مراقب «توهم توطئه» باشید و به دلیل جایگاهی كه ما برای ایشان قائل بودیم این تذكر را جدی گرفتیم و دوباره و با خوش بینی بیشتری همه چیز را مرور كردیم اما دوباره به همان نتیجۀ قطعی رسیدیم: اینها دائماً و بصورت برنامه ریزی شده و منسجم قصد داشتند ضرباتی سنگین و تخریب كننده را به استاد، تعلیمات ایشان و كل جمعیت وارد كنند. از راههای مختلفی وارد می شدند. در ماجرای كوی دانشگاه می خواستند ال یاسین را وارد معركه كنند اما موفق نشدند. اولین باری كه با استاد برخورد شد یكی از آنها پیشنهاد خودكشی برای رفع تهدید از استاد را مطرح كرد كه خیلی زود مردود شد.
«اگر شنیدید كه منافقی در حال دفاع از حق است باور نكنید زیرا هیچ حقی موافق منافقان نیست و هیچ منافقی به واقع حامی حق نیست. اگر منافق را در راستی و درستی دیدید بدانید كه حقه‏ای در كار است و بزودی بازی وارونه خواهد شد.»                                                       ایلیا «میم»
ما متوجه شدیم كه دو نفر از این افراد، مراكزی را به نام استاد راه اندازی كرده اند و در آن آموزش های بدعت آمیز و ناهماهنگی را كه اختلافات زیادی با تعلیمات استاد داشت ارائه می دهند. آنها به چند نفر از خانم ها پیشنهاد ارتباط جنسی داده بودند و دو نفر از آنها كه زن بودند، یكی شان همین مسئله را با سه نفر از آقایان مطرح كرده بود. بهترین كاری كه ما می توانستیم بكنیم مستندسازی و جمع آوری شواهد و مدارك كارهایی بود كه آنها در حال انجامش بودند. آمادگی ما و قدرت مقابلۀ ما با جریانهای موذیانۀ تفرقه و توطئه كاملاً از گذشته بیشتر شده بود.
مهمترین روشی كه اینها می خواستند برای تخریب و ضربه زدن بكار ببرند تحریف و جعل واقعیت بود. بیشتر كارهایی كه می كردند، به شكلی بر پایۀ تحریف بود و به تحریف و جعل ختم می شد.
بعد از چند سال متوجه شدیم كه بیشتر این افراد با یكی از دستگاههای … در ارتباط مستقیم هستند و برنامه های آنها، طراحی شخصی شان نبوده بلكه برنامه هایی با سابقۀ طولانی بوده است. آنها آمدند تا ضربات سنگین خود را وارد و كل این جنبش خلاق را مضمحل كنند. می خواستند در قالب شاگردان و نزدیكان استاد ظاهر شوند و با تكیه بر جعل و تحریف، همه چیز را زیر سؤال ببرند. می خواستند جمعیت را به آشوبگر تبدیل و از این طریق آن را نابود كنند اما موفق نشدند. خواستند همه چیز را در زمانی كه دستگاه… به آنها اشاره می دهد با شهادت دروغ و تحریف ها بی اعتبار كنند و ما هم كه بر این توطئه دوزمانه و چندزمانه آگاه بودیم تلاش كردیم تا با جمع آوری مستندات و شواهدی كه بتواند به یك روشنگری جهانی در بارۀ تحریف و دروغ و جعل بینجامد، خود را آماده نگه داریم. در سالهای اخیر ما متوجه شدیم كه این افراد در بعضی از جریانات بزرگ معنوی حضور مشكوكی دارند و لازم دیدیم كه دوستان خود را باخبر كنیم.

منبع: کتاب آمین جلد اول ( ایلیا، خدا با من است)

Advertisements
دسته‌ها: مقالات, مبارزه | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

ماندلا: رهبری با 27 سال مقاومت مدنی در زندان

آفBIO-MANDELA-WINNIE-RELEASE

نلسون ماندلا رهبر جنبش مخالف تبعیض نژادی بین سفید پوستان و سیاه پوستان آفریقای جنوبی ، در حالی بعنوان یکی از الگوهای مبارزات بی خشونت شناخته می شود که در تجربه مبارزاتی اش، هم دوره ای از مبارزه مسلحانه و هم دوره ای از مبارزه صلح طلبانه ثبت است. اما آنچه موجب شهرت او شده، ناشی از 27 سال مقاومت مدنی در زندان و تلاش برای گذار کشورش به دموکراسی با مشی مسالمت آمیز و عاری از خشونت، پس از آزادی در سال 1990 است.

فعالیت مبارزاتی ماندلا از سال 1948 با روی کارآمدن حزب ملی گرا که اکثریت آن را طرفداران سیاست جدایی نژادی آپارتاید تشکیل می دادند، با مشی مسالمت آمیز آغاز شد. سیاست مبارزاتی ماندلا که بر مبانی خشونت پرهیزی استوار بود، در طول مبارزه به مرحله نبرد مسلحانه و چریکی بعنوان آخرین راه ممکن رسید. ماندلا که همواره بر مشی مبارزه مسالمت آمیز تاکید داشت در سال 1961 برای اولین بار و طی کنفرانس فراگیر آفریقا،  تشکیل اومخونتووه سیزوه (به معنی نیزه ملت) که بر اساس ایرگو، نهضت چریکی یهودیان تشکیل شده بود را اعلام و مبارزه نظامی علیه آپارتاید را آغاز کرد. با تشکیل این نهاد نظامی ، ماندلا عملا بنیانگذار شاخه نظامی کنگره ملی آفریقا شد. ماندلا کارکرد این نهاد نظامی را خرابکاری علیه آپارتاید دانست و اعلام کرد اگر عملیات خرابکارانه به آپارتاید خاتمه ندهد، به جنگ چریکی علیه آپارتاید روی می آورد، تهدیدی که در دهه 1980 عملیاتی شد. اما این مبارزات به زندانی شدن او منجر شد.

ماندلا در دادگاه، دلیل توسل به خشونت را، تنها راه ممکن برای دفاع از حقوق سیاه پوستان دانست و اعلام کرد: در طول زندگی ام خود را وقف مردم آفریقا کرده ام. با استیلای سفید پوستان و سیاه پوستان مبارزه کرده ام. بدنبال آرمان جامعه ای آزاد و دموکراتیک که همه در آن در توازن و با فرصت هایی برابر زندگی کنند بوده ام. این آرمان من است که امیدوارم با آن زندگی کرده و بدان دست یابم. اما اگر نیاز باشد آماده ام برای این آرمان بمیرم. دادگاه ماندلا را مجرم شناخت و او را به حبس ابد محکوم کرد. او در زندان کتاب «راه طولانی آزادی» را نوشت. حبس پایان مبارزه ماندلا علیه آپارتاید نبود. او از درون زندان با کنگره ملی آفریقا در ارتباط بود و به مبارزه ادامه می داد. او هیچگاه حاضر به پذیرش آزادی از زندان در قبال محکوم کردن مبارزه مسلحانه علیه آپارتاید نشد، چراکه معتقد بود آپارتاید تمام راههای مبارزه بی خشونت را مسدود کرده و به استیلای خود ادامه می دهد. مبازره او از درون زندان آنقدر ادامه یافت تا کنگره ملی آفریقا رسما خواستار آزادی او شد و فردریک د کلرک، رئیس جمهور آفریقای جنوبی هم دستور آزادی او و دستور ممنوعیت فعالیت کنگره ملی آفریقا را صادر کرد.

ماندلا در روز 11 فوریه 1990 از زندان آزاد و همان روز طی یک سخنرانی پاینبدی خود به صلح و آشتی با سفید پوستان را اعلام ولی در عین حال تصریح کرد که توسل به مبارزه مسلحانه صرفا اقدامی دفاعی در برابر خشونت آپارتاید بود و ابراز امیدواری کرد که شرایطی برای حل مساله از طریق مذاکره فراهم شود تا دیگر نیازی به مبارزه مسلحانه نباشد. در واقع او از فن مذاکره برای پایان دادن به خشونت و تحقق صلح بهره جست. ماندلا در طول مذاکرات، ایفای حق رای به رنگین پوستان در انتخابات ملی و محلی را مورد توجه قرار داد. تا در نهایت در 27 آوریل 1994 او بعنوان رهبر کنگره ملی آفریقا، به سمت ریاست جمهوری برگزیده و دولت اتحاد ملی آفریقا را تشکیل داد. او در طول سالهای 1994 تا 1998 در مقام ریاست جمهوری، مسوولیت دوره انتقال قدرت از آپارتاید به دموکراسی را برعهده گرفت و تشکیل دولت دموکراتیک آفریقای جنوبی را رهبری کرد.

دعوت جامعه رنگین پوستان آفریقا به حمایت از تیم ملی راگبی در طول برگزاری مسابقات جام جهانی در سال 1995، از جمله مشهورترین اقدامات ماندلا برای برقراری «آشتی ملی» میان رنگین پوستان و سفید پوستان بود. او با پوشیدن پیراهن تیم ملی راگبی، که تا آن زمان میان جامعه رنگین پوستان منفور بود، کوشید از نفرت مردم بکاهد و مسبب آشتی ملی شود.

مخالفت با قوانین ناعادلانه از طریق نافرمانی مدنی، روش مبارزاتی ماندلا بود. او معتقد بود نقض قوانین ناعادلانه و ظالمانه، روشی اخلاقی و عملی برای نشان دادن روح بی عدالتی این قوانین است. به باور ماندلا، شکستن قوانین ناعادلانه و تحمل زندان، احترام به قانون است نه زیر پا گذاشتن قانون، چراکه اولین شرط صحت هر قانونی عادلانه بودن آن است. در واقع این منطق مبارزاتی ماندلا بود که پس از تحمل 27 زندان، جنبش ضد آپارتاید را به پیروزی رساند.

نلسون ماندلا رهبر مبارزات مردم آفریقای جنوبی علیه آپارتاید، از سال 1999 با خاتمه دوره ریاست جمهوری، فعالیت در زمینه حقوق بشر و مبارزه با بیماری ایدز را جایگزین فعالیت سیاسی کرد. او اینک با گذراندن 90 سالگی خود با مبارزان بیماری ایدز همکاری می کند.

منبع: مرکز مطالعات دفاع استراتژیک بی خشونت

دسته‌ها: مقالات, رهبران بی خشونت | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

دروغ نگو

944438_10151618209829659_1103786618_n
تهيه و تأليف: پِريا (شباب حسامی)
دروغ نگو زيرا زندگي در راستي است و مرگ و نابودي در دروغ.
يكي از تئوريهاي باطني بر اين اساس پيريزي شده است «دروغ يعني مرگ و نابودي و راستي يعني زندگي و هستي». بر پايه ي اين تئوري انسان براي رستگار شدن و خوشبختي لازم نيست كار زيادي انجام دهد و همچنين براي آنكه خود را از رنج و گرفتاري خلاص كند نياز به كوشش هاي طاقت فرسا ندارد. «بلكه راز زندگي واقعي در اين است كه:» دروغ نگو». طبق اين دكترين اگر انسان دروغ نگويد (و به دروغ آلوده نشود) از همه ي گناهان و خطاها مبرا خواهد شد. به عبارتي دروغ، اصل و عصاره ي بدي ها و پليدي هاست و بنابراين با پرهيز از (صرفاً) دروغ ميتوان از همه ي بدي ها پرهيز كرد. مشابه اين فلسفه را در دين اسلام و بسياري از اديان ديگر هم ميتوان يافت. …
براي شروع مي خواستم قصارهاي زيبايي را در باره دروغ شناسي و تقبيح دروغگويي بياورم. اما بهتر ديدم كه مطلب را از آخرين پيشرفت هاي تكنولوژي در باره ي دروغ شناسي و دروغ سنجي شروع كنم.
ادامه مطلب :
http://www.ostad-iliya.org/Articles/2482/

 

دسته‌ها: مقالات, مبارزه | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

کارلوس کاستاندا؛ آموزش‌های دون خوان-4

971352_10151573981854659_725661824_n

یک جنگجو مانند یک شکارچی همه چیز را محاسبه می کند. معنی کنترل کردن همین است. ولی وقتی همه چیز را محاسبه کرد، اقدام می کند. خود را رها می کند و این توکل است.

تعالیم دون خوان

دسته‌ها: مقالات | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

تفکر ژنتيكي ـ ژن استراتژي

384458_10151547922739659_801124607_n

( تفکر بر اساس الگوهاي ژني و رفتار ژنها)
رابطه يک رئيس (رهبر) و مدير چگونه ميتواند باشد؟ فرض کنيد شما براي مسئوليتي که به عهده خود داريد به يکي از هوشمندانه ترين اقدامات ممکن يعني «تکثير خود» دست ميزنيد. بعد از مدتي، يک نفر ديگر به سيستم شما اضافه شده است که مشابه (يا عين) شماست. حالا نقش شما در اين سيستم چه ميتواند باشد؟ اين اتفاق ممکن است بين هر رئيس و مديري بيفتد. بگذاريد جواب را از ژنهاي بدنمان برسيم و ببينيم اين مسئله را بر اساس کدام استراتژ ي حل ميکنند.
«پِريا (شباب حسامی)»

 

دسته‌ها: مقالات | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

درس های مبارزه- استاد ایلیا «میم»

537344_10151516401689659_1919584000_n
مبارزه جنگ نیست، صلحی هوشمندانه است و مبارز بزرگ، مبارز صلح جوی عاشق است؛ مبارزی است که بزرگترین سلاح مبارزه اش محبت اوست، او به اتکای یکی مبارزه می کند، چه بسا از مبارزه کردن اولیه ترین اصول و فرمول های مبارزاتی را نداند اما چون به اتکای یکی در میدان حاضر شده است چون برای یکی ، به عشق یکی و برای اثبات وفاداری و غیرت و دوستی اش به یکی راهی میدان شده است … پیروزی را قبل از ورود به میدان از آن خود کرده است. مبارز حقیقی پیش از ورود به میدان مبارزه قربانی نمی دهد او خودش را خیلی پیشتر از اینها قربانی ساخته است؛ غرور و منیتش را سر بریده است و روحش را تسلیم یکی کرده است او حتی فکر کردن به خودش را نیز از یاد برده است از خودگذشتگی ندارد چون خیلی پیش تر ازاینها ازخودش گذشته است او بی خود است و با یکی؛ پس یکی همیشه با اوست … و توفیق حقیقی از آن اوست…
ایلیا «میم»
دسته‌ها: مقالات, مبارزه | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

قطعاتی از تمثیل خورشید زندگی

426536_10151486585304659_120774703_n
بسم الله الرحمن الرحیم
هوالحی
نور بود و خورشید بود و آسمان های آفتابی. شب شد.
ابرها آمدند. و بعد غبارها و دودها زمین را پر کردند و تاریکی همه جا را گرفت.خورشید ناپیدا شد. گفتند نیست اما آسمان و زمین به زبان ها شهادت می دادند که هست و خودش می گفت هستم. پس تا قبل از اینکه صبح بیاید«بدانید که هستم».خورشید زندگی چنان بود که هر چه می خواندی اش همانطور دریافت می شد. هر چه او را می نامیدی همان می شد و هر چه می گرفتی اش تو را به آن می گرفت… فرزندان نور و آنها که او را با نور شناخته بودند، آماده و منتظرش ماندند و از میان غبارها و دودها و ابرها با او در ارتباط بودند. اما اکثراً او رابسان غبارها و تاریکی ها گرفتند و خواندند، پس زندگی شان پر شد از تاریکی ها و غبارهای مرگبار… ابوجهل ها و یهوداها در زمین دودها بپا کردند تا جلوی آفتاب را بگیرند و بشر را از نور زنده و زنده کننده محروم سازند. اما خداوند می خواست آشکار شود و هر چه بخواهد همان می شود… خورشید انکار شد. تحریف و تمسخر شد. به بدترین ها نامیده شد. بدی کردند و در بارۀ او بد گفتند و بعضی گوش ها و چشم هایشان را بر بدیها گشودند و حتی به آن آلوده شدند…
بعضی دیگر مثل نمرودها و فرعون ها و اصحاب فیل با او جنگیدند… صبح که نزدیک شد خورشید خروشید و دانه های نورانی را در نورپرستان رویانید. اما غبارها و تاریکی ها را در وجود تاریکی زدگان به آتش کشید و آنان را برای همیشه گرفتار آتش ساخت…
… اصحاب نور، فرزندان آفتاب برای همیشه به خورشید ملحق و در آن زنده شدند.این شب قدر آنست که خورشید آسمانها و آفتاب جهانها را در شب تار و تاریک بشناسیم زیرا در روز روشن و هنگام ظهی هیچکس قادر به انکار و تحریف خورشید نیست مگر دروغ زادگان و ظلمت پرستان.
… خوشا بحال کسانیکه در تاریکی ها و غبارها شاهدان نورند و از ایمان و وفاداری پر می شوند.
خوشا بحال آنها که عهد خود را با نور ستارگان شب برکت دادند زیرا همۀ نورها از آفتاب جهان هاست.
خوشا بحال آنان که شهادتهای خود را در خورشید آسمانها گذاشتند زیرا خورشید در آنها روئید و آنان در خورشید روئیدند.
خوشا بحال آنان که نور زنده را می شناسند زیرا نور جهان ها همانطور برای آنان است و برای همیشه با ایشان زندگی می کند.
خوشا بحال آنانکه خورشید زندگی را بزرگ می دارند و به بزرگی می خوانند زیرا اینان بزرگان آسمانند.
خوشا بحال آنکه کار او نجات از تاریکی هاست زیرا نورها و نجات ها را بخود جذب می کند.
… خوشا بحال آنانکه او را روح خود می دارند زیرا از او روح می یابند و به او می پیوندند.
 
دسته‌ها: مقالات | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

مبارزه کامل با تفکر کامل

577206_10151459624659659_1368950108_n

همان‌‌‌‌طور كه با سي و شش روش مي‌‌توانيد تفكر كنيد مبارزه كردن هم با سي و شش روش امكانپذير است. چيزي كه اكثر مردم  به عنوان مبارزه مي‌‌شناسند جزيي از كل مبارزه است و آن غالباً مفهوم حملة مستقيم است  اما در شیوة‌ مبارزة‌ متعالی، مبارزه با روش‌‌هاي ديگري هم رخ مي‌‌دهد و به نتيجه مي‌‌رسد. روش‌‌هايي كه آن‌‌ها را تنها در شيوه‌‌هاي مبارزة بزرگان مبارزه و بزرگ مردان مبارز مي‌‌توان یافت. در مبارزة متعالي كه تجسمي از هنر تفكر متعالي و تعليم حق است اساساً از شيوة مبارزة ديناميك استفاده مي‌‌شود. در هر زمان به تناسب شرايط بايد به شيوه ايي هماهنگ مبارزه كرد ، حركت كرد و تفكر نمود.

در صورت لزوم مي‌‌توان روش‌‌هاي مبارزه تعالي‌‌يافته و ديناميك را انواعي از استراتژي‌‌ها و راهبردهاي موفق ، در حل و برخورد با مسائل و عبور از موانع دانست يا از آن‌‌ها بعنوان روش‌‌هايي براي انديشيدن استفاده كرد…

نبايد از قبل و بطور مطلق روش مبارزه را تعيين كنيد و خود را در محدوده‌‌ها به دام بيندازيد. مبارزه بايد متناسب با حريف و ميدان و شرايط ميدان باشد. با تغيير شرايط، روش هاي مبارزه هم لازم است تغيير كند. گاهي بايد مثل شير جنگيد اما زماني لازم است مثل مورچه حمله كرد. عنكبوت‌‌ها، گرگ‌‌ها، ملخ‌‌ها و مارها، حشرات ، ببرها و حتي ويروس‌‌ها و باكتري ها مي توانند الگوهايي براي جنگيدن باشند. ..

دسته‌ها: مقالات, مبارزه | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

ویژگی های مشترک رهبران الهی

35515_10151397218304659_1218232867_n
ویژگی های مشترک رهبران الهی
پیشوای الهی کدام است و نشانههای رهبران راستین چیست؟. . . او راه ميبرد پس راه را ميداند و بر حركت دادن و حركت كردن در راه تواناست. بيش از سايرين مسئوليتپذير است و بزرگترين مسئوليتها را عملاً پذيرفته و فعالترين است. پس بيش از همه به فكر همه است و كمتر از همه به فكر خودش. از خود گذشته است و از همه بيشتر در خدمت مردم خويش است. از همه آنان دلسوزتر است. دلسوزي و محبت به امتش از همه هماهنگتر و ضروريتر است. او موجودي قدرتمند و بزرگ است و ضعيف نيست. قدرتش از نوعيست كه براي تحقق رسالت رهبرياش ضروريست و از اين نظر، او از همه قويتر و بزرگتر است. هوشمندي راهبردي او و هوشياري راه در او به وضوح محسوس است و از عموم افراد خود بيشتر است. او اميدوار و اميددهنده است و ديرتر از همگان نااميد ميشود. نااميدي به سختي ممكن است در او رخنه كند و شايد هرگز موفق به مأيوس كردن او نشود. برگرفته از كتاب تعاليم حق (الاهيسم – جلد دوم) ـ اثر ايليا «ميم»
 
دسته‌ها: مقالات, معلم بزرگ | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

درباره تصمیم گیری

421719_10151352509119659_1327433698_n
درباره ی تصمیم گیری :
در تصمیم گیری می توانید تصمیمها را گیر بیندازید، یعنی تصمیم گیری کنی. تصمیماتی گرفته شده وجود دارد که تنها لازم است آنها را صید کنید. یا آنکه تصمیمات را بسازید و تصمیم سازی کنید. در شرایطی بهتر است تا جهان، زندگی و سرنوشت برایتان تصمیم بگیرد و شما صرفاً تصمیمات را بیابید و این تصمیم یابی است. گاهی لازم است خود موضوعات، تصمیم را اعلام نمایند که آن تصمیم بینی است. . . اما در اغلب مواقع مردم دچار تصمیم داری هستند. از پیش تصمیم خود را گرفتهاند و قضاوت خود را کردهاند گویی از همه چیز باخبرند و اسرار را در نگاه خود دارند. تصمیماتی که اکثراً می گیرند غالباً سطحی، عجولانه و هیجان زده است و تهی از آگاهی لازم و کافیست. بنابراین به نتایجی آشفته و ناهماهنگ و عمدتاً مخرب منجر می شود.
گاهی با ایده های کم و بیش روشنی برخورد می کنید و می ماند بررسی و انتخاب یک ایده، ولی گاهی لازم است تو ایدهها را بیاوری و چیزی در معرض دید تو نیست. که اینها از دو مسیر می روند.
در روند انتخاب مراحل، خوش بین و بدبین و وهم بین باشید و از وجود عنصر واقع بینی در سراسر روند آن اطمینان حاصل کنید.
در اکثر موارد یک تصمیم بزرگ از بسیاری تصمیمات کوچک خوبتر است…/ قسمتی از متن «درباره تصمیم گیری» از کتاب تعالیم حق جلد 2
دسته‌ها: مقالات, معلم بزرگ | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ،

پوسته: Adventure Journal کاری از Contexture International.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: