تجربه مرگ موقت

یک جراح اعصاب و فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد بعد از تجربه مرگ موقت عقیده اش تغییر یافت.

دکتر ایبن الکساندرکه در گذشته نسبت به زندگی پس از مرگ عقیده ای نداشت در سال 2008 پس از رفتن به کما در اثر مننژیت نظرش تغییر یافت این اتفاق دراثر تجربه ای بود که وی پس از رفتن به کما داشت و دیدگاه او را برای همیشه تغییر داد طوری که از ناباوری به یقین رسید. او زندگی پس از مرگ را چیزی بسیار عمیق توصیف می کند که به وی برهانی علمی ارئه نموده است که به وجود آگاهی پس از مرگ ایمان بیاورد.

در مدتی که وی در کما بوده به یاد می آورد که زن زیبایی را با چشمان آبی در محیطی پوشیده از ابر و موجوداتی درخشان ملاقات کرده است. وی اینطور توصیف می کند که «صدایی مهیب و عظیم شبیه به آوازی باشکوه از بالا به سمت پایین می آمد و به نظرش اینطور آمده که این صدا توسط موجوداتی بالدار تولید می شده است. آن صدا لمس شدنی بود مثل بارانی که روی پوست احساس شود اما خیس نکند.»

دکتر الکساندر می گوید که قبلا از بیماران خود شنیده بود که درباره تجربه بیرون از کالبد فیزیکی حرف می زده اند اما وی این صحبتها را ناشی از افکار و آرزوهای آنان می پنداشته است اما نظرش پس از تچربه شخصی خود کاملا تغییر یافت.

 

ترجمه : توسط گروه مترجمان اسرار ماورا

 

منبع: http://www.unexplained-mysteries.com/viewnews.php?id=235539

 

 

 

Advertisements
دسته‌ها: مقالات

ناوبری نوشته

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

پوسته: Adventure Journal کاری از Contexture International.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: